توضیحات
اختلالات خواب در ميان دانشجويان پزشكي و غير پزشكي
مقدمه:
خواب، بخش عادي از زندگي ما بحساب مي آيد كه به ندرت به ماهيت آن توجه ميكنيم .
هنگامي كه خوب به اين مسأله بيانديشيم ، در مييابيم كه خوابيدن عملي واقعاً شگفتانگيز است . در طول خواب ماهشياري و كنترل اعمال و افكارمان را از دست مي دهيم و اين اتفاقي است كه اگر در بيداري براي ما رخ دهد بسيار وحشتناك خواهد بود . با اين وجود هر شب اين اتفاق روي ميدهد و ماميخوابيم . (خواب در حفظ سلامت جسم و روان نقش حياتي دارد تقويت سيستم ايمني بدن ،ترميم نورونها و حفظ كارآمدي سيستم عصبي ، سازماندهي يادگيري و حافظه، رشد كودكان و نوجوانان ? هورمون رشد حين خواب ترشح ميشود ) از نقشهاي عمده خواب هستند( اتكينسون و همكاران 1384،70-366)
خواب يكي از نيازهاي فيزيولوژيكي انسان است در صورتي كه رفع اين نياز در فردي با مشكل مواجه شود ممكن است دچار انواع اختلالات جسمي ،رواني گردد . ماهيت خواب و كيفيت آن در قرون و اعصار مختلف با توجه به پيشرفتهاي هر زمان خاص به انحاء گوناگون مورد بررسي واقع شده است .
يكي ازمسائلي كه در ارتباط با خواب و خوابيدن ، همواره مطرح بوده است اختلالاتي است كه در آن رخ ميدهد روانشناسان همواره در پي كشف علل ،ماهيت و درمان اين اختلالات بودهاند و روشهاي گوناگوني براي غلبه بر اين اختلالات طراحي كردهاند . بيخوابي ، پرخوابي ، راه رفتن در خواب ، حرف زدن در خواب ، حملههاي خواب ،خوابزدگي ، وحشتهاي شبانه ، كابوسها و غيره انواع اختلالات رايجي هستند كه درخواب طبيعي ايجاد مشكل ميكنند (بخشايش : نوشتهي مورين 1379، 90-81 )
مقدمه :
خواب ، فرايندي است كه مغز براي كارايي بهتر به آن نياز دارد . اهميت اختلالات خواب از نظر عموم به خوبي درك نشده است. گر چه اشخاص مبتلا به مشكلات و اختلالات خواب نااميدانه درجستجوي كمك بر مي آيند .
خواب در واقع دورهاي از استراحت است و جزء نيازهاي روزانهي بشر ميباشد . يونانيان باستان نياز به خواب را خداي خواب : هيپنوز[1]، فرزند تيرگي و شب ، و برادر مرگ كه نيروي او در كل بشريت ادامه دارد ، ميناميدند .
آنان معتقدند بودند كه اين نيرو چنان زياد است كه حتي خدايان تسليم آن ميشوند .
از زماني كه بشر به ياد دارد همواره خواب و ماهيت رمزآلود آن مورد توجه بوده است .
در قديم بعضي خواب را حد واسط مرگ و بيداري مي دانستند برخي معتقد بودند كه فعاليتهاي مغزي درخواب متوقف ميشود .
امروزه نيز سوالاتي چون ، چرا ميخوابيم ؟ – آيا خواب به خاطر استراحت و به منظور تجديد قواي بدني است ياخير ؟ و يا اينكه كمبود خواب و كاهش مدت زمان آن و همچنين بروز اختلالات خواب ، چگونه بر زندگي بشر تاثير دارد ذهن دانشمندان را به خود مشغول داشته است .
در اين امر ،كه بيخوابي و بروز مشكلات خواب ، بر روي آدمي بيتاثير نيست ، شكي وجود ندارد .
ولي آنچه دانشمندان حيطهي روانشناسي را درگير اين موضوع نموده آن است كه اين اختلالات بر كاركرد بهينهي آدمي ، چه تاثيراتي دارند.
بيان مسئله :
خواب يكي از نيازهاي اساسي انسان است و طبق نظر اكثر پژوهشگران خواب داراي كاركرد تعادلي و ترميمي مي باشد . و در تقسيم درجهي حرارت و حفظ انرژي بدن اهميت اساسي دارد .
خواب طبيعي جهت عملكرد مناسب لازم ميباشد ، به نحوي كه اختلالات خواب مي تواند تاثير مستقيمي بر عملكرد رواني شغلي و تحصيلي فرد داشته باشند .
به نظر مي رسد تغيير و اختلال در سيكل خواب شبانهي افراد ، باعث ايجاد تداخل در فعاليتهاي درسي و سطح بهينهي كاركرد آموزشي آنان ميگردد .
اين امر بخصوص در ميان دانشجويان رشتههاي پزشكي به دليل فعاليتهاي عملي مانند گذراندن واحدهاي درسي بيمارستاني مي تواند ، تاثير بيشتري داشته باشد .
آنچه باعث شد كه پژوهشگر به بررسي اختلال خواب به عنوان ، پايان نامه بپردازد وجود ملاكهاي زير است :
مطالعه و دانش قبلي پژوهشگر پيرامون تاثير اختلال خواب برعملكرد تحصيلي دانشجويان
وجود پيش فرضهاي اوليه پيرامون شيوع اختلالات خواب در بين دانشجويان
نبود اطلاعات و آمار دقيق پيرامون چگونگي شيوع اين اختلال در بين دانشجويان دانشگاه
ارتباط مشخص خواب با سلامت رواني افراد و بروز اختلالات رواني