توضیحات
بررسي رغبتهاي شغل دانشآموزان دختر ناشنوا و عادي شهر كرج در سال تحصيلي( 75-74) چكیده تحقیق:
بعضی از افراد درانتخاب شغل تسلیم حوادث میشوند و برخی بدون نقشه و فكر تحت تأثیر اعضای فامیل، شغلی راانتخاب میكنند كه با خصوصیات فردی آنها منطبق نیست برخی از مردم نیز تحت تأثیر ارزشهای اجتماعی بدون درنظر گرفتن خصوصیات روانی و طرح نقشه خاص شغل خود را انتخاب میكنند.
بطور كلی هدف از این پژوهش مقایسه و برسی رغبتها و گرایشات شغلی بین دانشآموزان دبیرستانی عادی و ناشنوا میباشد. اهمیت این پژوهش از آن جهت است كه با در نظر گرفتن تفاوتهای فردی و گرایشات مختلف افراد بتوان ملاكهایی را كه برای هر فرد در هر كشور و با هر فرهنگی مهم میباشد تعیین نمود.
فرض صفر در این تحقیق این است كه تفاوتی بین رغبتهای شغلی دانشآموزان عادی و ناشنوا وجودندارد جامعه تحقیق در این پژوهش شامل دانشآموزان دختر عادی ناشنوا دبیرستانی میباشد و نمونه تحقیق شامل 50 نفر عادی و 5 نفر ناشنوا میباشد.
روش نمونهبرداری به صورت نمونهبرداری كومهای یا دردسترس است كه بدلیل راحتی و در دسترس بودن دانشآموزان از این روش استفاده میگردد.
ابزار تحقیق در این پژوهش پرسشنامه ارزش شغلی سوپر میباشد پس از اجرای آزمون از آزمودنیها برای مقایسه و بررسی دو گروه عادی و ناشنوا از محاسبات آماری و آزمون در مجذور خی استفاده میگردد فرص صفر در این آزمون بیان میكندكه یك متغیر از متغیر دیگری تأثیر نمیپذیرد و یا تفاوتی با آن ندارد پس از اجرای آزمون بر تكتك پرسشهای این پرسشنامه نتیجه بدین شرح بدست میآید:
دانشآموزان عادی و ناشنوا در موارد زیر با هم متفاوتند:
1- ضرورت داشتن ابتكار و خلاقیت برای حل مشكلات شغلی
2- امكان پیشرفت در شغل
3- پرداختن به شغلی كه به قدرت هنری نیاز دارد.
4- دائمی بودن شغل
5- پرداختن به شغلی كه به توانایی ذهنی نیاز دارد.
در سایر موارد ملاكهای پرسشنامه دانشآموزان عادی و ناشنوا یكسان بوده و هیچ تفاوتی مشاهده نگردید.
فصل اول
مقدمه
یكی از عوامل مهم تحول و نوسازی جامعه آموزش و پرورش میباشد بسیاری از صاحب نظران امور تربیتی با این سؤال مواجه هستند كه چگونه میتوان روندهای فرسوده آموزشی را تغییر داده نطام آموزش و پرورش را بهبود بخشید. نظام تربیتی در تغییر رفتار و هدایت نسل جوان همواره با آینده سروكار دارد بطوریكه هر چه دورانهای آینده در نظر برنامه نویسان و مربیان آموزش و پرورش روشنتر باشد فعلایتهای تربیتی و با كیفیت بهتر انجام گرفته و نتیجه مطلوبتری بدست میدهد به همین جهت در جهان كنونی هیچ كشوری نیست كه در زمینه آموزش و پرورش به مطالعه نیازمندیها و ارزشهای انسانی در آینده نپردازد وكوركورانه یا بر اساس نیازها و ارزشهای رایج زمان به تنظیم برنامههای آموزشی دست بزند.
بطوركلی روشهای جدید تعلیم و تربیت مطالعه واقعیتها را در اطراف موضوعانی كه برای شاگردان جالب است سازمان میدهد هدف این روشها تربیت به مهمترین وجه ممكن است این نوع تربیت تنها متضمن آنچه كه تدریس میشود نیست بلكه شامل چگونگی توجه به علاقه و جلب علاقه دانشآموزان به درس خواندن نیز میباشد. مقصود این نیست كه مهمترین و با استعدادترین شاگردان از آموزش استفاده كنند بلكه برنامه باید با توجه به آمادگیهای فردفرد شاگردان تنظیم گردد تا همه بتوانند و از آن بهره بگیرند. برنامه آموش باید بنجوی تنظیم گردد كه در عین حال كه شاگردان را از آموزش برخورد در نماید علاقه به یادگیری را نیز در آنان تقویت كند.
بسیاری از مربیان تعلیم و تربیت استدلال میكنند كه اگر دانشآموزان براساس علاقه خود آموزش ببینند و رشته تحصیلی را با توجه به علاقه خود انتخاب كنند موفقیت بیشتری كسب میكنند و به این ترتیب از اتلاف وقت و نیروی آنان جلوگیری خواهد شد. به این منظور شناسایی علائق دانشآموزان امری ضروری است شناخت علائق یكی از جنبههای مهم برای درك موقعیتهای یادگیری شاگردان است و یكی از موقعیتهای یادگیری پیشرفت تحصیلی است.
دانش مربوط به علائق شاگرد برای مربی اهمیت زیاد دارد چون از طرفی شاگرد را بهتر میشناسد و سطح دانش او را براساس این شناسایی بالاتر میبرد واز طرف دیگر او را با رشتههای تحصیلی مشاغل و حرفههای مختلف آشنا میكند به این ترتیب مربی هم به جنبه فردی – احساسی و هم جنبه تحصیلی – حرفهای شاگرد توجه میكند از سوی دیگر رشد سریع تكنولوژی و پیشرفتهای علمی و فنی قرون اخیر. تحولات ژرفی را در زمینههای اجتماعی و اقتصادی پدید آورده است. در مملكت ما نیز این تحولات و تغییرات در تمام شئون زندگی اثر گذاشته و امكانات تازهای را سبب گشته است.
روی همین اصل افراد به انتخاب بجا و سنجیده شغل آیندهشان براساس علائق و استعدادهای خود توجه بیشتری مبذول میدارند تا علاوه بر تأمین آیندهای بهتر و بهرهمندی هر چه بیشتر از امكانات یاد شده بتوانند اوقات كار خود را به صورتی مطبوع و دلپذیر درآورند.
در عصر تكنولوژی و صنعت آموزش و پرورش باتربیت نیروی كارآمد میتواند پیروزیهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را نصیب ملت نماید.
رشد سریع تكنولوژی آموزش و پرورش را نیازمند گسترش كمی و كیفی مینماید و برنامههای قالبی و محدود دیگر قادر به همگامی با سرعت مضاعف تكنولوژی نخواهد بود. در زندگی و تمدن مبتنی بر كشاورزی و دامداری سرنوشت شغلی هر فرد معلوم بود و معمولاً شغل پدر را فرزندان به ارث میبرند در چنین شرایطی نه سنجش علافه مطرح بود و نه در نظرگرفتن استعداد و نه راهنمایی شغلی، ولی در عصر حاضرمسأله به این سادگی نیست فرصتهای شغلی فراوان و گوناگون و وجود حالت تردیدزا و سرگردانی جهت انتخاب شغل و كوشش برای بكار گماردن بهترین فرد برای هر شغل لزوم توجه به علائق و خصوصیات و استعدادهای افراد برای انتخاب یك شغل متناسب بیشتر از هر زمانی جلوهگری میكند.