توضیحات
چکیده:
اين
پژوهش يك مطالعه توصيفي وتحليلي بوده و به منظور بررسي مقايسه ميزان
افسردگي در پرسنل بيمارستان اعم از بخشهاي مختلف (اطفال زنان مردان ICU
اطاق عمل) صورت گرفته است. تعداد 100 نفر از كل پرسنل انتخاب و پرسشنامه
ربك توزيع شده است.
هدف از پژوهش، اندازه گيري ومقايسه شيوع افسردگي در
بخشهاي مختلفو رابطه بين متغيرهاي زير با افسردگي از طريق آزمون يك مورد
بررسي قرار گرفته است كه شامل ( سن، جنس و وضعيت تحصيلي، سابقه بيماري
و.......) مي باشد.
بين نوع بخش و ميزان بروز افسردگي رابطه معنادراي
وجود نداشته و در ميان متغيرهاي فوق فقط ميزان افسردگي با جنسيت رابطه معنا
داري بدست آمدهاست. پرسنل بيمارستان به نظر مي رسد افسردگي به ميزان زيادي
وابسته به مسائل كلي جامعه مي باشد كه بعنوان بخش مهمي از آن به شمار مي
آيند. فشار حرفه اي، تماس با بيماران داراي مشكلات ودردهاي طاقت فرس،
انتقال فشارهاي همراهان بيمار وعدم توفيق درمان افسردگي زا خواهند بود.
مقدمه:
بشر
با پشت سر نهادن قرن بيستم و پا نهادن در قرن بيست و يكم بسياري از معماها
و مشكلات را در زمينه هاي مختلف از جمله طب حل نموده است ولي با گشودن هر
دري از دردهاي هستي با هزار دربسته و با حل هر معمايي،معماهاي تازه اي مطرح
مي شود. يكي از معضلات بزرگ بشر در گذشته وحال عدم وجود عاملي خاص براي
اختلالات رواني بوده كه به همين روي نيز واژه اختلال را به جاي واژه بيماري
بر آن نهاده اند وامروزه دانشمندان علم طب وعلوم وابسته برآنند كه براي هر
اختلال رواني كه يك عامل يا يك ترانسميتر مشخص كه دچار اختلال شده است را
بيابند ولي حتي در صورت كشف چنين چيزي باز هم اختلالات رواني را نمي توان
تنها به يك عامل يا عوامل احتمالي فيزيولوژيك نسبت داد بلكه عوامل محيطي
نيز بدون شك در بروز و ظهور چنين اختلالاتي دخيل مي باشند؛ عواملي مثل محيط
زندگي، وضعيت تاهل، فرهنگ جامعه، وجود شغل و نوع شغل و.......
يكي از
اختلالات شايع رواني اختلالات خلقي است و در آن ميان افسردگي، اعم از
افسردگي اساسي و كج خلقي از اهميت و شيوع نسبي بالايي برخوردار است.
افسردگي
آنچه بيماري قرن محسوب مي شود، حالاتي از اين گونه همراه است اما گاهي
مردم از شناخت افسردگي خود عاجزند چرا كه آن را با غمگيني معمولي اشتباه مي
كنند.
اشكال در تشخيص افسردگي به علت سوء تفاهم مربوط به طبيعت افسردگي
افزون تر مي شود. اگر چه عده زيادي از مردم خود را مشخص افسرده معرفي مي
كنند. منظورتان اين نيست كه مبتلا به افسردگي واقعي شده اند، چون عقيده
دارند كه افسردگي يك بيماري شديد رواني است.
با توجه به شرايط شغلي و
موقعيتهاي حرفه اي درحرفه هاي گوناگون، شايد بتوان چنين استدلال نمود كه
اين بخش از محيط موثر وقاطع در نحوه نگرش فرد و واكنشهاي عاطفي و اجتماعي
مي باشد.
بنابراين در رابطه بررسي واكنشهاي عاطفي بطور اعم واكنش افسردگي به طور اخص در پرستاران بر جستگي خاص مي يابد.
اين پژوهش در پس جستجوي رابطه محيط شغلي و واكنش افسردگي در پرسنل بيمارستان مي باشد.